X
تبلیغات
رایتل
نگار و عسلک کوچولوش
آرشیو
چهارشنبه 12 مرداد 1384
من و یه دنیا حرف



سلام
امشب اومدم با یه دنیا حرف که نمیتونم بگم.فقط خواستم بگم خیلی حرف دارم که پس فردا عقده ای نشم!
حال روحیم خیلی خوبه.ولی دل درد بدی دارم.
امشب مجبور شدم از دیوار خونه برم بالا.آخه کسی خونه نبود در هم که بسته ولی پنجرهء اتاق خودم باز بود.از دیوار اومدم تو خونه بعدشم لولا های در رو دراوردم تا برادرای نازنینم بیان تو.جالبه نه؟
تازه جالبتر اینکه بغل دستم رو دیوار یه مارمولک له شده بود.
امشب خیلی شجاعت خرج کردم.
من خیلی خوشحالم.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134764


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها