رؤیـا

 

سلام

ببخشید من دوماه یک بار میام یه سلام میکنم و میرم ولی اگه خدا بخواد دیگه سعی میکنم بنویسم .من برای خودم مینویسم و اگه بازدید کننده ای هم نداشته باشم ناراحت نمیشم پس اگه از نوشته هام خوشتون نیومد هم میتونید نظرتونو بنویسید .

این روزا خیلی دلم تنهایی میخواد ولی دخترم تا میبینه دارم غرق خودم میشم میگه مامان جون و من از هپروت خودم دوباره دور میشم . بعضی وقتها فکر میکنم اگه عاتم رویا وجود نداشت خیلی از آدمها دیوانه میشدند چون فکر میکنم خیلیها مثل من وابسته رویاهاشون هستند . من شبها قبل از خواب حدود دوساعت بیدارم و میرم تو خلسه خودم و وقتی میام بیرون اصلا یادم نیست به چی فکر میکنم اما کلی حال خوب پیدا میکنم و روحم تازه میشه . بیشتر رویاهای من مربوط به گذشته منه روزهایی که رفته ولی من اونارو اونجوری که دوست دارم میبینم و شاید برای همین خوشحالم میکنه البته به اینده هم فکر میکنم ولی چون نامعلومه به نتیجه نمیرسه و خوابم میبره کسی چه میدونه شاید یه روز منم مثل سیندرلا ارزوهام رنگ پیدا کنه و واقعی شه .

 

 

بازهم بازگشت نگار

سلام

من از وقتی یادم میاد بدشانس بودم . بارز ترین نمونه اینکه تا وبلاگ جدیدم رو تاسیس کردم تلفن قطع شد . ولی حالا اگه شانس یاری کنه میام و مینویسم .

فعلا حرفی برای گفتن ندارم ولی میدونم فردا کلی حرف دارم

بابای