X
تبلیغات
رایتل
نگار و عسلک کوچولوش
آرشیو
پنج‌شنبه 19 مهر 1386
خستگی

 

از همه چی خسته شدم از همه چیز دیگه نمیدونم از کجا برم تا بتونم به شاه راه برسم متاسفانه نمیتونم به هیچکس بگم چمه حتی به مامانم که از اون نزدیکتر ندارم یا خواهرم که نیمی از خودمه فقط دارم از تو کم کم میشکنم و خرد میشم ولی کسی نمیبینه . دلم همراز میخواد که ندارم دیگه با خدا هم وقت نمیکنم حرف بزنم . خدااااااااااااااااااااااااااایا همراز من کیه؟ نمیخوام حرفمو به کسی بگم که یا غصه برام بخوره یا حرفام براش بشه یه آتو  و همش بترسم که وای اینم میدونه من چمه . خیلی خستم از همه چیز فقط لبخند ها و بوسه های فرشته آسمونمه که آرومم میکنه و جلوی از بین رفتنمو میگیره .

 

وای از روزی که عسلم نباشه

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134761


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها