نگار و عسلک کوچولوش
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 29 مهر 1386
طلوع

 

چند وقته همش شده غروب.نمیدونم طلوع این غروب کی میرسه؟

 


پنجشنبه 19 مهر 1386
خستگی

 

از همه چی خسته شدم از همه چیز دیگه نمیدونم از کجا برم تا بتونم به شاه راه برسم متاسفانه نمیتونم به هیچکس بگم چمه حتی به مامانم که از اون نزدیکتر ندارم یا خواهرم که نیمی از خودمه فقط دارم از تو کم کم میشکنم و خرد میشم ولی کسی نمیبینه . دلم همراز میخواد که ندارم دیگه با خدا هم وقت نمیکنم حرف بزنم . خدااااااااااااااااااااااااااایا همراز من کیه؟ نمیخوام حرفمو به کسی بگم که یا غصه برام بخوره یا حرفام براش بشه یه آتو  و همش بترسم که وای اینم میدونه من چمه . خیلی خستم از همه چیز فقط لبخند ها و بوسه های فرشته آسمونمه که آرومم میکنه و جلوی از بین رفتنمو میگیره .

 

وای از روزی که عسلم نباشه

 

 


یکشنبه 8 مهر 1386
دخترم


سلام
دخترم داره بزرگ میشه و به حرف افتاده دیگه واقعا دارم شکل مادر به خودم میگیرم ولی هنوز تو خاطرات محو چهار سال پیش موندم . نمیدونم باید چی کار کنم وقتی بهم میگه مامان یه لحظه مات میمونم بعد تازه میفهمم مامان این نازنازی شیرین زبون منم که داره نگاهم میکنه !

 

 


یکشنبه 1 مهر 1386

 

هیچ وقت قلبتو ارزون نفروش.ولی عقلت رو به قلبت بفروش.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 51858


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها