نگار و عسلک کوچولوش
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 11 شهریور 1386
پاییز

 

سلام

شهریور هم داره تموم میشه و باز پاییز . از پاییز و از بادهایی که برگهارو میریزه و همه جارو زرد میکنه متنفرم . وقتی مدرسه میرفتم عاشق پاییز بودم که برم مدرسه ولی حالا که همه روزام مثل همدیگس از پاییز بدم میاد از شب هم میترسم و پاییز شروع شبهای بلند و سرد و سیاهه . نمیدونم چرا میگن پاییز فصل عشاق . عشق گرم و سوزان و رنگهایی غیر از زرد و نارنجی کثیف رو تو ذهن آدم تداعی میکنه رنگهایی مثل گلبهی ، صورتی ، سفید و هزار رنگ دیگه که رنگهای بهاره . من تو پاییز عصبی و ناراحتم کاشکی زودتر بهار بیاد  تا من بتونم با حالی بهتر از این بنویسم .

 


یکشنبه 4 شهریور 1386

 

دلتنگم بیش از ان که تا کنون بوده ام دلتنگم .

 دلتنگ هوای آزاد و نفسهای عمیق با آرامشی بی پایان ، آرامشی که دیگر حتی ذره ای از آن در وجودم نیست و نخواهد بود .

دلتنگم دلتنگ روزهایی هستم که فقط خاطرات مبهمی از آنها بجا مانده . دلتنگ دوستانی که همه مرا به عنوانی تنها گذاشتند و شاید از دوستی فقط نامش را داشتند و بس.

ذلتنگم دلتنگ شانه هایی هستم که دیگر نیست شانه هایی که اگر بود هم پشتگاهم بود و هم همصدای من. کسی که هیچکس نمیتواند برایم او باشد .

دلتنگم دلتنگ شبهایی که تا صبح من بودم و خدا زیرا فکر میکنم که دیگر این من نیستم که نفس میکشد این مادر کودکیست که حتی نمیدانم به من چه میگوید و از من چه میخواهد .

نمیدانم شاید تمام این دلتنگیهای من بیهوده و عبث است اما این را خوب میدانم که دلتنگم .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 51851


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها