نگار و عسلک کوچولوش
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 26 شهریور 1384
سوال


خدا،میخوام یه چیزی بپرسم.کی این جاده تموم میشه؟سفر به این کوتاهی.این جادهء لعنتی‌اش تموم نمیشه.بذار بگم،من میخوام برم تو شاهراه.زودتر لطفاً.




شنبه 19 شهریور 1384
خوبم!



خب! همه چیز تموم شد.ممنون که برام دعا کردید.الان خوشحالم.واز خدا ممنونم که طبق معمول خیرمو خواست.
درسته سخت بود ولی گذشت.

سه شنبه 15 شهریور 1384
پس از تو...


هر کسی پس از تو آمد خلوت من رو به هم زد
تورو باز به یادم آورد اگر از عاطفه دم زد

هر کسی پس از تو آمد خلوت من رو به هم زد
سر نوشت من نبوده سرنوشتی که رقم زد!

خیلی خرابم.افتضاحم.بدتر از این نمیشم.دارم میترکم.روحیم خیلی ضعیف شده.همه چیز درست شده بود ولی...
خواهش میکنم ،التماس میکنم برام دعا کنید.گیر کردم بین منطق و علاقه.چیزی نگید.دلسوزی نکنید.دعا کنید.خواهش میکنم.






پنجشنبه 10 شهریور 1384
مسافرت پر ماجرا


سلام
یه هفته رفتم مسافرت ولی کاشکی نرفته بودم.انقدر فشار عصبی داشتم که دیوونه شدم تا برگشتم.فقط یه نکته مثبت داشت.اونم این بود که به آرزوم رسیدم رفتم بندر ترکمن رو دیدم.خیلی جای باحالی بود.خیلی خوشم اومد.
خیلی حرف برای گفتن دارم ولی خوابم میاد.باشه واسه بعد.
شب خوش.
فعلاً

چهارشنبه 2 شهریور 1384



من که باورم نمیشه...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 51875


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها