| |
| شنبه 29 مرداد 1384 |
|
هر چند که نیستی.ولی روزت مبارک بابا. |
|
| |
| پنجشنبه 20 مرداد 1384 |
| قفس |
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید فصل گل میگذرد همنفسان بهر خدا بنشینید به باغی و مرا یاد کنید

|
|
| |
| جمعه 14 مرداد 1384 |
|
کاشکی امروز نمیگذشت.

|
|
| |
| چهارشنبه 12 مرداد 1384 |
| من و یه دنیا حرف |
سلام امشب اومدم با یه دنیا حرف که نمیتونم بگم.فقط خواستم بگم خیلی حرف دارم که پس فردا عقده ای نشم! حال روحیم خیلی خوبه.ولی دل درد بدی دارم. امشب مجبور شدم از دیوار خونه برم بالا.آخه کسی خونه نبود در هم که بسته ولی پنجرهء اتاق خودم باز بود.از دیوار اومدم تو خونه بعدشم لولا های در رو دراوردم تا برادرای نازنینم بیان تو.جالبه نه؟ تازه جالبتر اینکه بغل دستم رو دیوار یه مارمولک له شده بود. امشب خیلی شجاعت خرج کردم . من خیلی خوشحالم.

|
|
| |
| جمعه 7 مرداد 1384 |
|
لطفاً ایراد نگیرید.آپدیتم نمیاد.حالم بده...

|
|
| |
| شنبه 1 مرداد 1384 |
| فدای سرت |
فدای سرت اگه من خیلی تنهام فدای سرت اگه گریونه چشمام فدای سرت اگه دلمو شکستی میگن عاشق یکی دیگه هستی
میدونم دروغ میگن.میدونم دلمو نشکستی.پس چرا این شعر منو یاد تو میندازه؟چرا ... منم از این بچه جلفایی که اینو خوندن خوشم نمیاد.ولی...
 |
|