نگار و عسلک کوچولوش
آرشیو
شنبه 24 بهمن 1383



سلام
چهار روز لواسون بودم.دقیقاً یخ زدم.دمای هوا به منفی سی درجه رسید و تمام لوله های شوفاژ یخ زد.تا صبح از سرما لرزیدیم.بعدشم که اسباب کشیو این حرفا.ولی کامل اسباب کشی نکردیم هنوز مونده یه کم.احتمالاً تا قبل از عاشورا کامل میریم از اینجا.
دعا کنید بتونم اونجا بمونم.آخه از همه چی دور میشم.درسته که دوستی ندارم که باهاش رفت و آمد بکنم،ولی بازم وقتی حوصلم سر میره میتونم یه دوری تو محل بزنم.
به هر حال.من رفتنیم.امیدوارم هر کی هرجا دوست داره بره و مثل من مجبور نشه.
یه بیت شعر با حال از وبلاگ یکی از دوستان به نام آقا سعید خوندم که خیلی خوشم اومد. بخونید حالشو ببرید:

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

به نظر من که فوق‌العاده بود.شمارو نمیدونم.
برام دعا کنید.نزدیک شهادت امام حسین هستیم.درسته پدر بزرگمه،ولی ازش بخواید یه نگاهم به من بندازه.
به قول غریبه:
یا حق.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134804


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها