X
تبلیغات
رایتل
نگار و عسلک کوچولوش
آرشیو
یکشنبه 4 بهمن 1383
اولین جلسه!



سلام
امروز اولین جلسه‌ای بودکه پشت ماشین نشستم.نمیدونید چه حالی داشتم.اولش کلی میترسیدم.ولی یواش یواش ترسم ریخت.تنها مشکلم این بود که نمیتونستم پامو از پدال گاز جدا کنم.هی این آقای صفایی بنده خدا میگفت گاز نده ،منو جو میزد گاز میدادم.
یه آقایی هم که خیلی خونسرد بود از جلوی ماشین کنار نمیرفت.خوبه میدید که ماشین تعلیم رانندگیه!احتمالاً فکر کرد من مربیم!
رانندهء یه پرایدم که فکر می‌کرد چون بلد نیستم باید قلدری کنه نزدیک بود بزنه به ماشینمون.
خلاصه که کلی استعداد به خرج دادم.یه بارم از ترسمون که نزنیم به یه ماشین دستای منو آقای صفایی گره خورد به هم!فرمونش سفت بود نمیچرخید.دیگه کلی زحمت کشیدیم تا پیچیدیم.
در ضمن به این نتیجه رسیدم که در یادگیری رانندگی استعداد خاصی دارم.تازه همراهم هم موافقه!(به روباهه میگن شاهدت کیه میگه دمم!)
امیدوارم یه ماشین خوشگل بخرم که استعدادهامو الکی خرج نکرده باشم!
الهی آمین.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134764


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها