X
تبلیغات
رایتل
نگار و عسلک کوچولوش
آرشیو
شنبه 23 اسفند 1382

سلــــــــام
خیلی وقت بود ننوشته بودم آخه کل گرفتار بودم ولی از این به بعد دوباره مثل سابق مینویسم . اصلا فکر نمی کردم انقدر آسون باشه پرواز اونم تو آسمون زندگی ولی خب با اینکه خیلی از پرواز می ترسیدم گفتم خدا و پریدم تا اینجا که فعلا داذم میرم بالا فقط خدا کنه یه دفعه پر هام خسته نشن که مجبور شم سقوط کنم البته مطمئنم که همراهم نمیذاره بیافتم . میدونم با اون خسته نمیشم میدونم با اون کم نمیارم میدونم راهم درسته برای همین نمیترسم و میخوام تا آخرش برم .
فعلا



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134764


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها